مکتومان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکتومان . [ م َ ] (ع ص، اِ) نزد ارباب سلوک جماعتی را گویند از اولیا که چهار هزار تنند که همیشه در عالم می باشند و یکدیگر را نشناسند و جمال حال خود را ندانند و در کل احوال از خود و از خلق مستور باشند. و در «لطایف اشرفی » آورده که اکثر مکتومان در لباس غیر آشنا باشند و غیر از موحد اهل باطن، ایشان را نشناسند. و مکتومان از اهل تصرف نیستند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). مکتومون . (فرهنگ لغات و اصطلاحات عرفانی جعفر سجادی ).