مکا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکا. [ م ُ ] (اِخ ) شهری در یمن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بندری به یمن بر کنار دریای سرخ که ٦٠٠٠ تن سکنه دارد. و درگذشته پایتخت یمن بود و قهوه ٔ آن شهرت دارد. (ازلاروس ).
مکا. [ م َ ] (ع مص ) مکیت یده مکا کعصا؛ شوخ گرفت دست او از کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) جای روباه و خرگوش . مکو [ م َ ک ْ وْ ] . (مهذب الاسماء).سوراخ روباه و خرگوش و مانند آن . ج، امکاء. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).