مکابدت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکابدت . [ م ُ ب َ / ب ِ دَ ] (از ع، اِمص ) مکابدة. رنج دیدن . سختی کشیدن : او را بر مکابدت اهل نظر و ابرار و معاندت اولی الخطر والاحرار از پای در آورد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٤٤٩). مجاهده ٔ عظیم باشد و مکابدتی الیم . (مرزبان نامه چ قزوینی ص ٨٩). این حرفه از مکابدت زراعت و تحمل حرارت هواجر و معانات حراثت بهتر است . (روضةالعقول، مقدمه ٔ مرزبان نامه چ ١٣٣٧ ص یا). و رجوع به مکابدة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
سختی، دشواری، زحمت دشمنی، معاندت رنجکشیدن، سختی دیدن، زحمت دیدن ستیز کردن، ستیهیدن