مچل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.) خوراکی و تنقلی که به هنگام کشیدن تریاک و شیره خورند، مزه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ چَ) (ص.) (عا.) کسی که مورد تمسخر عدهای قرار گرفته باشد.
(~.) (اِ.) خوراکی و تنقلی که به هنگام کشیدن تریاک و شیره خورند، مزه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مچل . [ م َ چ َ ] (ص ) آدمی که مورد تمسخر عده ای قرار می گیرد. کسی که او را دست می اندازند. آدمی که بر اثر شوخی دیگران اوقاتش تلخ شده و از کوره دررفته است : این یارو مچل خوبی است . یا دیشب فلانی را مچل کردیم . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). ◄ (اِ) خوراکی و تنقلی است که در هنگام کشیدن تریاک و شیره می خورند و در این صورت در برابر «مزه » است برای عرق خوران . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).
مترادف و متضاد واژهدان
خجل، شرمسار بور، دماغسوخته تنقلات