موهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) به وهم افکننده، به شک اندازنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) به وهم افکننده، به شک اندازنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موهم . [ هَِ ] (ع ص ) در وهم و غلط اندازنده و برنده خیال را به چیزی که قصد آن نباشد. (ناظم الاطباء). در وهم و غلطی اندازنده . (غیاث ) (آنندراج ). ایهام کننده . به وهم افکننده : این لغت موهم معنی دیگری نیز هست . (از یادداشت مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
وهمزا، گمانآفرین ایهامدار