مون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مون . [ م ُ وَ ] (ع اِ) مُؤَن . ج ِ مونة. (ناظم الاطباء). رجوع به مونة شود.
مون . (پسوند) مزید مؤخر امکنه : ذی دیمون . میمون . (یادداشت مؤلف ).
مون . (اِخ ) دهی است از دهستان بالا لاریجان بخش لاریجان شهرستان آمل، واقع در ٤هزارگزی شمال خاوری رینه با ١٠٥ تن جمعیت . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).