مونتاژ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- در کنار هم گذاشتن و به هم چسباندن فیلمها یا عکسها و... برای بوجود آوردن یک مجموعه.<BR>۲- سوار کردن و به هم بستن قطعات یک دستگاه یا ماشین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ فر. ] (اِ.) ۱- در کنار هم گذاشتن و به هم چسباندن فیلمها یا عکسها و... برای بوجود آوردن یک مجموعه. ۲- سوار کردن و به هم بستن قطعات یک دستگاه یا ماشین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مونتاژ. [ مُن ْ ] (فرانسوی، اِ) (اصطلاح عکاسی و سینمایی ) ترکیب عکس و فیلم و به وجود آوردن صحنه های مصنوعی و عکسهای غیرحقیقی، و آن در روزنامه ها و مجلات وسینما به کار می رود. ◄ (اصطلاح مکانیک ) به هم پیوستن قطعات مختلف یک ماشین و سوار کردن آن .
مترادف و متضاد واژهدان
سوار کردن نصب کردن قطعات مختلف یک دستگاه (رادیو، تلویزیون، کامپیوتر) کنار هم چسباندن (فیلم)