مومح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوممومح . [ م ِ ](ع ص ) جرح مومح ؛ زخم دردگیرنده . (از منتهی الارب ).واژه قبلی: مومج خیلواژه بعدی: مومزی