مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شماره ۷۶۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مشوای دل تو دگرگون که دل یار بداند مکن اسرار نهانی که وی اسرار بداند همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براند که همه شیوه میرا دل خمار بداند کف او خار نشاند کف او گل شکفاند همه گلهای نهانی ز دل خار بداند تو به هر روز به تدریج یکی چیز بدانی تو برو چاکر او شو که به یک بار بداند چو اسیری به گه حکم به اقرار و گواهی تن صوفی به گواهی دل اقرار بداند