مولازاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مولازاده . [ م َ / مُو دَ / دِ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) غلام زاده . بنده زاده . برده زاده . فرزند غلام وبرده که پدر وی برده و بنده بوده باشد : قمر در نیکوئی دلداده ٔ تست شکر مولای مولازاده ٔ تست . نظامی . ◄ آقازاده . مخدوم زاده . بزرگزاده : مولازاده ای دست به گوسفندی از آن رعیت دراز کرده بود. مظلم پیش امیر آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٤٥٧). مولازاده ای بگرفتند، حاجب پیش آورد، امیر از وی خبر ترکمانان پرسید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٤١٨). نادرتر آن بود که مولازاده ای است و علم نجوم داند که منجم را شاگردی کرده است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٦٤٢). و رجوع به مولا شود.