موش شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موش شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح عامیانه ) کنایه است از ساکت و آرام و گرد شدن از ترس . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موش شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح عامیانه ) کنایه است از ساکت و آرام و گرد شدن از ترس . (یادداشت مؤلف ).