موجوده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موجوده . [ م َ دَ / دِ] (از ع، ص ) موجودة. هر چیز حاضر. (ناظم الاطباء). - حالت موجوده ؛ حالت حالیه . (ناظم الاطباء). - علل موجوده ؛ علتها و سببهای موجود. علتهایی که هست . علتهایی که وجود دارد. (از یادداشت مؤلف ).