موجزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موجزی . [ ج َ ] (حامص ) صفت موجز.اختصار. ایجاز. مختصر بودن . موجز بودن : پند حجت را بخوان و درس کن زیرا که هست چون قران از محکمی وز نیکویی و موجزی . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موجزی . [ ج َ ] (حامص ) صفت موجز.اختصار. ایجاز. مختصر بودن . موجز بودن : پند حجت را بخوان و درس کن زیرا که هست چون قران از محکمی وز نیکویی و موجزی . ناصرخسرو.