موجد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موجد. [ ج ِ ] (ع ص ) ایجادکننده . به هستی درآورنده ایجادکننده و پدیدآورنده . (ناظم الاطباء). پدیدآورنده . (از یادداشت مؤلف ) : خلق حق افعال ما راموجد است فعل ما آثار خلق ایزد است . مولوی . که تو پاکی از خطر وز نیستی نیستان را موجد و مغنیستی . مولوی . ◄ از خود پیداکننده چیزی را. (غیاث ) (آنندراج ). ایجادکننده ؛ واﷲ هوالموجد؛ خداوند عالم است یابنده و پدیدآورنده از خود و مخترع . ج، موجدان . (ناظم الاطباء). آفریننده . ابداع کننده . مبدع . خالق . آفریدگار. خدا : شکر و سپاس موجدی را که از... (سندبادنامه ص ٢).
موجد.[ ج َ ] (ع ص ) ایجادشده . خلق شده . (یادداشت مؤلف ).