موازنه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ زَ نَ یا نِ) [ ع. موازنة ] (مص م.) وزن کردن، سنجیدن دو چیز با هم.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتعادل، تعادل، توازن، همسنگیسنجش، مقایسه ≠ عدمتوازنواژه قبلی: موازرتواژه بعدی: موازی