مواخره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مواخره . [ م ُ خ َ رَ / خ ِ رِ ] (از ع، اِمص ) استخاره . (یادداشت مؤلف ) : او به طریقی که او را بود مواخره کرد با خدای تعالی و هیچ جواب نیامد. (تفسیر ابوالفتوح رازی سوره ٔ اعراف ص ٤٨٨).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مواخره . [ م ُ خ َ رَ / خ ِ رِ ] (از ع، اِمص ) استخاره . (یادداشت مؤلف ) : او به طریقی که او را بود مواخره کرد با خدای تعالی و هیچ جواب نیامد. (تفسیر ابوالفتوح رازی سوره ٔ اعراف ص ٤٨٨).