مواخذه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مواخذه . [ م ُ خ َ ذَ / خ ِ ذِ ] (از ع، اِمص ) تداول عامه از مؤاخذه . مؤاخذة. رجوع به مؤاخذه شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بازپرسی، بازجویی، بازخواست، پرسش اعتراض، ایراد تادیب، تنبیه، توبیخ، عقاب، عقوبت بازخواست کردن تنبیه کردن، سیاست کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
سرزنش، بازخواست
سرزنش، بازخواست