مواجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مواجه . [ م ُ ج ِه ْ ] (ع ص ) روباروی و مقابل . (ناظم الاطباء). روبرو. برابر. رو درروی . محاذی . مقابل . روی به روی . (یادداشت مؤلف ). - مواجه شدن ؛ روبرو شدن . مقابل شدن . رو در رو قرار گرفتن . مقابل آمدن . - ◄ برخورد کردن .مقابل گردیدن : کار تحقیق با مشکلاتی مواجه شد. (از یادداشت مؤلف ). و رجوع به مواجه شود. ◄ پیش . برابر. (یادداشت مؤلف ).