مهیوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهیوه . [ م َهَْ ی َ وَ / وِ ] (اِ مرکب ) ماهیابه . ماهیاوه که نانخورش مردم لار است که ازماهی کوچک سازند و خورند. (برهان ). نانخورشی که اکثر و اغلب مردم از ماهی ریزه ترتیب دهند : مدحت مهیوه گویم به ادای کچری و گر از جانب لارم امرا بنوازند . وگر از جانب لارم امرا بنوازند مدحت مهیوه گویم به ادای کهوی . بسحاق اطعمه . زین دو قاصد خبر مهیوه می پرسیدم هر دو گفتند که هست او بسلامت در لار. بسحاق اطعمه (دیوان ص ١٤).