مهوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهوب . [ م َ ] (ع ص ) مهیب . مرد که از وی ترسند. ◄ شیر بیشه . ◄ مکان مهوب ؛ جای ترسناک و سهمگین . مکان مهاب . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهوب . [ م َ ] (ع ص ) مهیب . مرد که از وی ترسند. ◄ شیر بیشه . ◄ مکان مهوب ؛ جای ترسناک و سهمگین . مکان مهاب . (منتهی الارب ).