مهطع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهطع. [ م ُ طِ ] (ع ص ) آن که بنگرد به فروتنی و خواری و برنگیرد چشم را از آن . ◄ خاموش رونده به سوی کسی که آوازدهد وی را و بخواند. ◄ بعیر مهطع؛ شتر راست گردن به سرشت . (منتهی الارب ). ◄ شتابان . مسرع . شتابنده . مهطعین، شتابندگان . شتاب زدگان : مهطعین مقنعی رُءوُسِهم لایرتد الیهم طرفهم و افئدتهم هواء. (قرآن ٤٣/١٤)؛ شتابندگان باشند بردارندگان سرهاشان را برنمی گردد به سوی آنها دیده ٔ آنها ودلهاشان تهی از فهم است . (تفسیر ابوالفتوح رازی ).