مهر پیوستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهر پیوستن . [ م ِ پ َی ْ / پ ِی ْ وَ ت َ ] (مص مرکب ) دوست شدن . دوستی پیدا آوردن . در محبت گشودن : نپیوست خواهد جهان با تو مهر نه نیز آشکارا نمایدت چهر. فردوسی . به یک دل مهر پیوستن نشاید چو خر کش بار بر یک سو نماید. (ویس و رامین ). چون انس گرفت و مهر پیوست بازش به فراق مبتلی کن . سعدی .