مهدور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهدور. [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ موگوئی ایل چهارلنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ٧٦).
مهدور. [ م َ ] (ع ص ) آنکه حق و یا خون او رایگان و باطل شده است . - مهدورالدم ؛ که خونش حلال است . که خونش مباح است . که کشتن او موجب قصاص یا فدیه نشود. مرگ ارزان . (از یادداشتهای مؤلف ).