مهجور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دور افتاده، جدا افتاده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطجدا، جداافتاده، دور، دورافتاده، متروک، هجرانکشیدهواژه قبلی: مهجوواژه بعدی: مهجوری