مهاکال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهاکال . [ م ِ ] (اِخ ) به قول ابن الندیم نام بتی است ازآن ِ مهاکالیه . در این شعر سوزنی آمده و ظاهراً آن را نام دیوی پنداشته است : کشوری گیر به یک حمله که آن کشور را پادشاه است عزازیل و مهاکال وزیر. و رجوع به مهاکالیه شود.