مهاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهاری . [ م َ را ] (ع اِ) ج ِ مهریة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به مهریة شود.
مهاری . [ م َ ری ی ] (ع اِ) مَهار. ج ِ مهریة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به مهریة شود.
مهاری . [ م َ ] (اِ) دو رشته ٔ دوال بلند که سری متصل به دهانه ٔ اسب و سر دیگر بر دست راننده ٔ ارابه و درشکه و امثال آن باشد گاه راندن . (یادداشت مؤلف ).