مه زاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مه زاده . [ م ِه ْ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) مهزاد. شاهزاده . مهترزاده : نیاید همی بانگ مهزادگان مگر کشته شد شاه آزادگان . دقیقی . شدش پیش با خیل مه زادگان تن خویش کرد از فرستادگان . اسدی . و رجوع به ماده ٔ قبل شود.