منیح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منیح . [ م َ ] (ع ص، اِ) تیر قمار که نصیب ندارد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تیر هشتم قمار. (مهذب الأسماء). تیر بدون نصیب . (از اقرب الموارد). ◄ تیری که به تیمن عاریت گیرند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ تیر قمار که آن را یک حصه باشد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
منیح . [ م َ ] (ع ص ) دهنده و عطاکننده . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) (از فرهنگ جانسون ).