منگول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منگول . [ م َ ] (اِخ ) شنگول و منگول و حپک انگور، نام سه بزغاله است که در قصه ٔ شنگول و منگول، فرزندان بز هستند و گرگ شنگول و منگول را می خورد و بز با شاخ خود آنها را از شکم گرگ بیرون می آورد. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). ◄ (ص ) بچه ٔ زیبا و بانمک و دلپذیر و شاد و بانشاط را «شنگول و منگول » یا «شنگول منگول » گویند. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). ◄ آدم شاد بانشاط یا سرخوش از می زدن را بیشتر شنگول و گاه شنگول و منگول می نامند. (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).
منگول . [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش صومای شهرستان ارومیه است . و ١٤٨ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).