منگور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منگور. [ م َ ] (اِخ ) نام کوهی است در بلاد کیماک که دشت قبچاق باشد و درآن چشمه ای است که اندک آبی دارد. اما هر چند بردارند کم نمیشود. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
منگور. [ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای شش گانه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد است . دهستان منگور از ٧٩ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ٨٨٩٥ تن است و قراء عمده ٔ آن به شرح زیر است : کوپر. میرآباد. هنکوه . سوستان . کلات . ترکش . مرکز دهستان قریه ترکش میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤). رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص ١٠٩ شود.