منگل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منگل . [ م َ گ ُ ] (اِ) دزد و راهزن و آن را شنگل نیز گویند و دور نیست که شنگل و منگل مرادف باشند. (انجمن آرا) (آنندراج ). در صحاح الفرس به همین معنی آمده . رشیدی احتمال میدهد مصحف «شنگل » باشد. مؤلف فرهنگ نظام این احتمال را بعید می داند. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).
منگل . [ م َ گ ُ ] (اِ) یا آب منگل . مظهر قنات ؛ یعنی آنجا که آب قنات بر روی زمین پیدا آید. (یادداشت مرحوم دهخدا).
منگل . [ م َ گ َ ] (اِخ ) محله ای از محلات ناحیه ٔ آمل است . (از بخش انگلیسی سفرنامه ٔ مازندران و استرآبادرابینو ص ١١٤). رجوع به ترجمه ٔ فارسی آن ص ١٥٣ شود.