منکوح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوممنکوح . [ م َ ] (ع ص ) مرد عروسی کرده . (ناظم الاطباء).واژه قبلی: منکوثواژه بعدی: منکوحه