منکلوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منکلوس . [ ] (اِ) ظاهراً طعامی بوده است مرکب از کشک (ترف ) و گردو و مرغ . (یادداشت مرحوم دهخدا) : رو منکلوس کن تو به ترف و به گوز تر دهقان غاتفر دهدت مرغ پروره . سوزنی (یادداشت ایضاً).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منکلوس . [ ] (اِ) ظاهراً طعامی بوده است مرکب از کشک (ترف ) و گردو و مرغ . (یادداشت مرحوم دهخدا) : رو منکلوس کن تو به ترف و به گوز تر دهقان غاتفر دهدت مرغ پروره . سوزنی (یادداشت ایضاً).