منکری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منکری . [ م ُ ک ِ ] (حامص ) اصرار در انکار. (ناظم الاطباء). حالت انکار. نپذیرفتن . قبول نداشتن : گر کهان مه شدند خاقانی تو در ایشان به منکری منگر. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٨٨٥).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منکری . [ م ُ ک ِ ] (حامص ) اصرار در انکار. (ناظم الاطباء). حالت انکار. نپذیرفتن . قبول نداشتن : گر کهان مه شدند خاقانی تو در ایشان به منکری منگر. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٨٨٥).