منکدر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منکدر. [ م ُ ک َ دِ ] (ع ص ) تیره . (آنندراج ) (غیاث ). تیره شده . (یادداشت مرحوم دهخدا) : چون شنیدند آن وعید منکدر چشم بنهادند آن را منتظر. مولوی . ◄ شتافته . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نیک دونده . (آنندراج ). نیک دویده . (ناظم الاطباء). ◄ فرورفته شونده و فرودآینده .(آنندراج ). فروریخته و فرودآمده . (ناظم الاطباء). ◄ ستاره ٔ فرودآینده از هوا. (آنندراج ). ستاره ٔ فرودآمده . (ناظم الاطباء).