منوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منوع . [ م ُ ن َوْ وِ ] (ع ص ) نوع نوع سازنده . نوع نوع کننده . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ نزد منطقیان بر فصل اطلاق می شودچه فصل است که نوع را به نوعیت تثبیت می نماید. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج ٢ ص ١٤١٧). فصل، منوع و مقسم جنس است . (فرهنگ علوم عقلی ). رجوع به نوع و فصل شود.
منوع . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ منع. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به منع شود.
منوع . [ م َ ] (ع ص ) بازدارنده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بازدارنده و بسیار منعکننده . (غیاث ). شدیدالمنع. (اقرب الموارد) : و اذا مسه الخیر منوعاً. (قرآن ٢١/٧٠).