منقلب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ قَ لِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- برگشته، حال به حال شده.<BR>۲- به هم خوردن حال.<br>مترادفها و واژههای مرتبطانگیخته، دگرگون، شوریده، متحولواژگون، برگشتهناراحت، مضطرب، پریشان، آشفتهواژه قبلی: منقلواژه بعدی: منقلع