منقشلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقشلاق . [ م َ ق ِ ] (اِخ ) منقشلاغ : شیبانی خان مغلوب شده عنان به صوب منقشلاق انعطاف داد و از منقشلاق به راه خوارزم متوجه بخارا گشت . (حبیب السیر چ خیام ج ٤ ص ٢٧٤). رجوع به مدخل قبل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منقشلاق . [ م َ ق ِ ] (اِخ ) منقشلاغ : شیبانی خان مغلوب شده عنان به صوب منقشلاق انعطاف داد و از منقشلاق به راه خوارزم متوجه بخارا گشت . (حبیب السیر چ خیام ج ٤ ص ٢٧٤). رجوع به مدخل قبل شود.