منفسخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ فَ س) [ ع. ] (اِفا. ص.) فسخ شده، برانداخته شده، لغو شده (عهد، بیع، نکاح و جز آنها).<br>واژه قبلی: منفسحواژه بعدی: منفصل