منظومة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منظومة. [ م َ م َ ] (ع ص ) رجوع به مدخل بعد شود.
منظومه . [ م َ م َ / م ِ ] (از ع، ص، اِ) تأنیث منظوم . منظومة. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منظوم شود. ◄ هر چیز واقعشده در صف و قطار و در نظم . (ناظم الاطباء). - منظومه ٔ زواهر ؛ رشته ٔ مروارید. (ناظم الاطباء). ◄ هر یک از شموس با سیارات و اقمار او. (یادداشت مرحوم دهخدا). - منظومه ٔ شمسی ؛ عبارت است از خورشید و عطارد و زهره و زمین و مریخ و مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتون و اقمار سیارات و ذوات الاذنابی که در حول و حوش خورشید درحال سیر و حرکتند. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ هر کلام موزون و مسجع و شعر و نظم . (ناظم الاطباء). داستانها و افسانه های بلند که در قالب مثنوی به نظم درآورده باشند مانند منظومه ٔ ویس ورامین، منظومه ٔ وامق و عذرا و... - منظومه های اهالی پسند ؛ شعرهایی که مردمان دانامی پسندند. (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
سیستم، مجموعه سیارات حکایت منظوم
واژگان فارسی سره واژهدان
سروده، چکامه، چامه