منضور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منضور. [ م َ ] (ع ص ) تر و تازه و باآب . (آنندراج ). تر و تازه و آبدار و بانضارت و تازگی و بارونق و شکفته و زیبا. (ناظم الاطباء). - منضور شدن ؛ شکفته و سبز شدن . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منضور. [ م َ ] (ع ص ) تر و تازه و باآب . (آنندراج ). تر و تازه و آبدار و بانضارت و تازگی و بارونق و شکفته و زیبا. (ناظم الاطباء). - منضور شدن ؛ شکفته و سبز شدن . (ناظم الاطباء).