منصوره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منصوره . [ م َ رَ / رِ ] (از ع، ص ) یاری کرده شده و منصور و مظفر. (ناظم الاطباء). مؤنث منصور. منصورة. رجوع به منصور شود. ◄ (اِ) نامی از نامهای زنان .
منصوره . [ م َ رَ ] (اِخ ) شهری بین دمیاط و قاهره که الملک الکامل ابن الملک العادل بن ایوب بنا کرد. (از معجم البلدان ). شهری به مصر نزدیک دریای روم (مدیترانه )که ١٧٢٦٠٠ تن سکنه دارد. در سال ١٢٥٠م . سن لوئی، پادشاه فرانسه، در ضمن جنگهای صلیبی از مسلمانان شکست خورد و در این شهر زندانی گردید ولی مدتی بعد در ازاء پس دادن شهر دمیاط آزادگردید. (از لاروس ). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
منصوره . [ م ُ رِ ] (اِخ )قصبه ای از دهستان ام الفخر است که در بخش شادگان شهرستان خرمشهر واقع است و ١٨٩٨ تن سکنه دارد که از طایقه ٔ دوارقه هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).