منصور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) یاری کرده شده، نصرت داده شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) یاری کرده شده، نصرت داده شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منصور. [ م َ ] (اِخ ) رجوع به شمس الدین (شمس اوزجندی ) و لباب الالباب چ سعید نفیسی ص ١٦٥ شود.
منصور. [ م َ ] (اِخ ) رجوع به غیاث الدین منصوربن (میر) صدرالدین محمد و روضات الجنات ص ٦٦٨ شود.
منصور. [ م َ ] (اِخ ) رجوع به فُرسی منصوربن حسن شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
پرویز
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه