منشر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منشر. [ م ُ ن َش ْش َ ] (ع ص ) پریشان و پراکنده . منشرة. (ناظم الاطباء). گسترده و نشرداده : ملأ منشر. (از اقرب الموارد).
منشر. [ م ُ ش ِ ] (اِخ ) از صفات خداوند عالم است که زنده کننده و برگرداننده ٔ حیات و زندگانی است . (ناظم الاطباء).
منشر. [ م ُ ش ِ ] (ع ص ) زنده گرداننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).