منشاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منشاری . [ م ِ ] (ص نسبی ) اره ای شکل و مانند اره و دندانه دار. (ناظم الاطباء). چون اره .اره ای . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ درخورِاره . اره کردنی . بریدنی . قابل قطع کردن : بر آن درخت که باد خلاف او بجهد عروس او شود از اضطرار منشاری . کمال الدین اسماعیل (دیوان چ بحرالعلومی ص ٣٤٠). ◄ (اصطلاح طب قدیم ) نبض منشاری ؛ قسمی زدن رگ . قسمی از نبض که سریع متواتر مختلف الاجزاءاست در عظم و انبساط و صلابت و لین و ارتفاع و انخفاض . (یادداشت مرحوم دهخدا).