منسوخی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منسوخی . [ م َ ] (حامص ) ابطال و نسخ و متروکی و موقوفی . (ناظم الاطباء). زایل کردگی . نسخ کردگی : بوحنیفه گرچه بود اندر شریعت مقتدا کس نشست از آب منسوخی سخنهای زفر. سنائی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منسوخی . [ م َ ] (حامص ) ابطال و نسخ و متروکی و موقوفی . (ناظم الاطباء). زایل کردگی . نسخ کردگی : بوحنیفه گرچه بود اندر شریعت مقتدا کس نشست از آب منسوخی سخنهای زفر. سنائی .