فرهنگ لغت

منسجم

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

همبسته، متمرکز، یکپارچه، یک‌تکه، یک‌تخته، یک‌دست نیمه‌مایع، غلیظ، چگال استوار، محکم مقاوم، صلب سفت، سخت مستدل، منطقی الصاقی، مرتب سازمان‌یافته، ارگانیک، تنگاتنگ، ساختاری

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی منسجم | فرهنگ لغت