منزوی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ زَ) [ ع. ] (اِفا.) گوشه نشین، گوشه - گیر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطخلوتنشین، خلوتی، عزلتگزین، گوشهگیر، گوشهنشین، معتزل، معتکفواژه قبلی: منزهواژه بعدی: منساق