منزلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منزلة. [ م َ زِ ل َ ] (ع اِ) جای فرودآمدن . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به منزل شود. ◄ سرای . (منتهی الارب ). سرای و خانه . (ناظم الاطباء). دار. ج، منازل . (از اقرب الموارد). ◄ آبخور. ◄ مرتبه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رتبه و جمع بسته نشود. (از اقرب الموارد). ◄ حرمت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
منزله . [ م َ زِ ل َ / ل ِ ] (از ع، اِ) رتبه و درجه و پایه و مقام و جای . (ناظم الاطباء). منزلة. منزلت . رجوع به منزلة و منزلت شود. - به منزله ٔ فلان ؛ به جای فلان . (ناظم الاطباء). همچو فلان . به مثابه ٔ فلان . در حکم فلان : رای نیکو را در باب حاجب که مر ما را به منزله ٔ پدر است و عم تباه گردانید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٣٤). هر یکی از این سه علم مشتمل بود بر چند جزو که بعضی از آن به مثابه ٔ اصول باشد برخی به منزله ٔ فروع . (اخلاق ناصری ). پس در حقیقت آن علم به منزله ٔ آلات و ادوات است تحصیل دیگر علوم را. (اخلاق ناصری ). پس طبیعت به منزله ٔمعلم و استاد است و صناعت به مثابه ٔ متعلم و تلمیذ.(اخلاق ناصری ). - منزله ٔ حمل و میزان ؛ عبارت است از دایره ٔ معدل النهار. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
منزله . [ م ُ زَ ل َ / ل ِ ] (ع ص ) منزلة.تأنیث مُنزَل . (یادداشت مرحوم دهخدا) : جمله ٔ مؤمنان ... ایمان دارند... به وجود کتب منزله که رب العالمین بواسطه ٔ ملک به انبیاء و رسل فروفرستاد. (مصباح الهدایه چ همایی ص ٤٢). وهب بن منبه گوید در هفتاد کتب منزله یافته ام که عقل جمیع خلایق ... در جنب عقل رسول (ص ) همچنان است که نسبت رمله ای با جمیع رمال دنیا. (مصباح الهدایه ایضاً ص ١٠٣). جمله ٔ ادیان و ملل به ظهور دین او منسوخ شد و حکم سایر کتب منزله به وجود قرآن که بدو مُنْزَل گشت زایل و باطل گشت . (مصباح الهدایه ایضاً ص ٤٤).