منزحف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ زَ حِ) [ ع. ] (اِفا.) دور شونده از اصل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ زَ حِ) [ ع. ] (اِفا.) دور شونده از اصل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
منزحف . [ م ُ زَ ح ِ ] (ع ص ) دورشونده از سمت معقولیت . ◄ دورشونده از وزن صحیح . (غیاث ) (آنندراج ). شعری که وزن آن تغییریافته و از قواعد عروضی خارج شده باشد : بیت فرومایه ٔ این منزحف قافیه ٔ هرزه ٔ آن شایگان . خاقانی . گویند بیت مزاحف درست است و بیت منزحف منکسر. (المعجم چ مدرس رضوی ص ٤٧).